آه ای خدای مهربان
تنهاترین تنها منم
دلتنگم و دلتنگی ام
جانم رساند بر لبم
من بیستون را کنده ام
با تیشه ای از عشق تو
اما خدایا باز هم
فریادهایم در گلوست
دیریست عشق سبز من
دیریست شبگرد دلم
از یاد برده راه را
از یاد برده ماه را
کم رنگ تر از لحظه ام
شیدا تر از پروانه ام
سنگ صبورم را رسان
آن مهربان بی وفا
+
نگاشته شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 ساعت توسط ملک محمد
|