با نهایت تاثر این مصیبت نابهنگام را به همکاران محترم فرهنگی منطقه و خانواده داغدار آن مرحوم تسلیت عرض می نمایم .
هر دفعه هم با دفعه قبل فرق می کرد :
یه یار دانش آموزش بودم . یه بار خانم مدیرش بودم و می رفتم کلاسش . یه بار همینطوری تو روزهای عادی مدرسه می دیدمش ....
خلاصه چند شب پشت سر هم می یومد تو خوابم
خیلی دوستش دارم . اینو خودش هم می دونه
یکی ماهی بود که به وبلاگش سر نزده بود
تا اینکه
سه چهار روز پیش رفتم و براش نظر نوشتم
نیومد به وبم
دوباره رفتم و سه تا شکلک براش گذاشتم . این دفعه اومد
اومد و چند تا نظر گذاشت : بیشترشون از نوع شکلکهای یاهو
وقتی دیشب بهم زنگ و گفت فردا صبح میخوام بیام خونتون !! باورم نمی شد
یعنی واقعا دل به دل راه داره
!!!!!!!!!!!!
باورم نمیشد
خیلی خیلی برام جالب و در عین حال عجیب بود
و وقتی امروز اومد خونمون تازه دیدم که چقدر دلتنگشم
و اونم چقدر دلتنگ من
هنوزم باورم نمیشه
همه اش می گفت حرف بزن . تعریف کن و خودش هم از مدرسه می گفت
چقدر ذوق می کرد که خانم مدیر را با لباس راحت خونه می دید
وقتی باهاش حرف می زدم .... وقتی از مدرسه می گفت . وقتی از دانش آموزا می گفت و وقتی با اون حس قشنگش از حرص خوردن هاش می گفت
نمی دونست که داره دل منو آب می کنه
اما حالا بهت میگم :
من تقریبا هر شب خواب مدرسه را می بینم . چند بار پشت سر هم خواب تو را دیدم
فکر می کنی من بدون مدرسه آرومم ؟؟
دلم برا یه ساعت تو مدرسه بودن پر می زنه
همه بهم میگن خوش به حالت که تو خونه ای و مرخصی هستی
منم میگم خوش به حالمه
اما اگه دو تاش با هم بود اونم بدون درد سر و مشکل
اون وقت چه بهشتی بود
قضیه ماست مالی کردن از حوادثی است که درعصر بنیانگذار سلسلۀ پهلوی اتفاق افتاد.
شادروان محمد مسعود این حادثه را در یکی از شماره های روزنامۀ مرد امروز به این صورت نقل کرده است:
«هنگام عروسی محمدرضا شاه پهلوی و فوزیه چون مقرر بود میهمانان مصری و همراهان عروس به وسیلۀ راه آهن جنوب تهران وارد شوند
از طرف دربار و شهربانی دستور اکید صادر شده بود که دیوارهای تمام دهات طول راه و خانه های دهقانی مجاور خط آهن را سفید کنند.
در یکی از دهات چون گچ در دسترس نبود بخشدار دستور می دهد که با کشک و ماست که در آن ده فراوان بود دیوارها را موقتاً سفید نمایند، و به این منظور متجاوز از یکهزار و دویست ریال از کدخدای ده گرفتند و با خرید مقدار زیادی ماست کلیۀ دیوارها را ماستمالی کردند.» ![]()

به طوری که ملاحظه شد قدمت ریشۀ تاریخی این اصطلاح و مثل بیش از هفتاد سال نمی گذرد،
زیرا عروسی مزبور در سال ۱۳۱۷ شمسی برگذار گردید و مدتها موضوع اصلی شوخیهای محافل و مجالس بود
و در عصر حاضر نیز در موارد لازم و مقتضی بازار رایجی دارد.
آری، ماست مالی کردن یعنی قضیه را به صورت ظاهر خاتمه دادن، از آن موقع ورد زبان گردید و در موارد لازم مورد استفاده و استناد قرار می گیرد.
پی نوشت :
رفتن به دامان طبیعت آنهم دسته جمعی و نه تنهایی
پختن برنج همراه با خورشت سبزی و کوکو سبزی و سبزی خوردن برای ناهار و آش برای عصرانه
گره بستن سبزه ها و گیاهان سبز برای بخت گشایی و گرفتن رنگ سبز از آنها و دادن زردی مان به سبزه ها
انداختن سبزه ها در آب

تخمه و آجیل خوردن ...................
به مهمانی نرفتن در این روز به دلیل نحس بودنش !!!
و ...
همه و همه قشنگ هستند
حیف که امسال من از رفتن به سیزده به در محرومم
برایم از مراسم سیزده به در شهر و روستایتان - خاطرات و نحسی های سیزده بنویسید .
ممنون
خوش بگذره