که خیلی هم عجله داشت
تصمیم گرفت تا پاهای کوچیکش را بذاره توی این دنیای خاکی
و بیست و پنج روزی زود بیاد
شاید دیگه طاقت نداشت تا بیماری مامانش را ببینه
شایدم می دونست که خیلی ها منتظرش هستن
حتی تو مجازستان
شایدم خودش طاقتش تموم شده بود برا دیدن جهان بیرون
برا همین یه تصمیم اساسی گرفت
و با پیچیدن بند ناف دور گردنش تصمیمش را عملی کرد
پا گذاشتنت به دنیای خاکی مبارک
محمد امین من
بفرمایید شیرینی :

۲ - مديران موفق از همه يک چيز ميخواهند: آنها ميتوانند مهارتها، دانش و فرهنگ لازم براي سازمان و فرد را به منظور نيل به موفقيت عملي سازند . اين مديران براي رسيدن به اهداف خود بيصبرانه عمل ميکنند. ماموريت آنها اين نبوده که خودشان را در آينه ببينند، بلکه اين است که توان بالقوه خود را به کمک هم نشان دهند.
۳ - مديران موفق ديگران را هدايت ميکنند: از نظر آنها هر برخورد بين افراد، يک فرصت براي هدايت است. فرصتها عمدتا محدود به زمان هستند. اين هدايت شامل مجموعهاي از رفتارها، آموزش، معرفي، مشورت و غيره ميشود. تمرکز اصلي همه اين فعاليتها، کمک به افراد موفق ديگر است. اين نوع مديران به صورت فعال و ثابت در بهبود عملکرد موثر بوده و به نيروهاي خود کمک ميکنند تا مستعدتر گردند.
۴ - مديران موفق عملکرد را پيگيري ميکنند: آنها براي سنجش عملکرد، معيارهاي اندازهگيري در اختيار دارند و به طور واضح نکات مثبت و منفي موفقيت را براي هر فرد در سازمان بيان ميکنند. آنها به فرد مسئوليت ميدهند و انتظار پاسخ دارند.
۵ - مديران موفق هدايت خود را سطحبندي ميکنند: آنها تشخيص ميدهند که بايد به برخي از گروهها مسئوليت بزرگتري واگذار کنند و مديران آينده را براي ايجاد رهبري در بين ديگران آماده ميکنند. اين مديران با دادن فرصتهايي به اين گونه افراد، تواناييهاي خود را با توسعه مهارت در ديگران افزايش ميدهند.
۶ - مديران موفق داراي يک برنامه قوي هستند: بسياري از گروهها از مسئوليتهاي جاري خود راضي هستند. مديران موفق اين امر را بهانهاي براي عدم رشد در سازمان در نظر نميگيرند. اين دسته از مديران بطور مرتب موانع را از ميان بر ميدارند و روشهاي جديدي براي رشد و بهبود امور خود ايجاد ميکنند.
۷ - مديران موفق تکرار، تکرار و تکرار ميکنند: مديران خوب سطح موفقيت خود را از طريق ثبات و نظم به دست ميآورند و به موفقيت ديگران از راه تکرار کمک ميکنند. آنها خوب ميدانند که تنها روش نگهداري سطح بالايي از موفقيت، ياد آوري و نظم است.
پی نوشت :

هنگامي که ناسا برنامه فرستادن فضانوردان به فضا را آغاز کرد، با مشکل کوچکي روبرو شد.
آنها دريافتند که خودکارهاي موجود در فضاي بدون جاذبه کار نميکنند. (جوهر خودکار به سمت پايين جريان نمييابد و روي سطح کاغذ نميريزد.)
براي حل اين مشکل آنها شرکت مشاورين اندرسون را انتخابکردند. تحقيقات بيشاز يک دهه طولکشيد، 12ميليون دلار صرف شد و درنهايت آنها خودکاري طراحي کردند که در محيط بدون جاذبه مينوشت، زير آب کار ميکرد، روي هر سطحي حتي کريستال مينوشت و از دماي زيرصفر تا 300 درجه سانتيگراد کار ميکرد.
روسيها راهحل سادهتري داشتند: آنها از مداد استفاده کردند !!!!
اين داستان مصداقي براي مقايسه دو روش در حل مسئله است؛
تمرکز روي مشکل يا تمرکز روي راهحل. مشكل نوشتن در فضا و راهحل نوشتن در فضا با خودكار.

پی نوشت :
اگر موفق باشي دوستان دروغين و دشمنان راستين نصيبت خواهد شد،
به هر حال موفق شو
اگر درستکار و رک گو باشي ممکن است عده اي سوء استفاده کنند،
به هرحال درستکار و رک گو باش .![]()
عده ای تشنه ی آغوش تو اند، اما من ....... به تماشاي تو خر سندم اگر بگذارند ....... ( دکتر محمود اکرامی )
زیاده حرفی نیست . خدانگهدارتان ![]()
من لم يشکر المخلوق و لم يشکر الخالق
سلام
چند روزه به علت بیماری پره اکلامپسی ((( نوع خفیفش البته ))) دکتر برام مرخصی استعلاجی نوشته و خونه ام .
دو روز پیش پنج شنبه به علت اینکه دو سه تا کار بود که حتما خودم باید انجام می دادم .در حالیکه مرخصی بودم یکی دو ساعتی رفتم مدرسه و صحنه های زیر را دیدم :
دبیرها و دانش آموزان سر کلاسهاشون بودن با نظم و ترتیب و مشغول انجام کارهاشون .
خدمتگزار برای ریختن پول به حساب اداره برای اردو و کتابهای مهارت زندگی دانش آموزان به بانک رفته بود . همچنین آوردن بخش نامه ها .
متصدی و مربی پرورشی تو دفتر کارشون مشغول انجام کارهاشون بودن .
مدرسه تمیز بود .
برای بعضی کارها فقط مونده بود نظر من که ........ که لحاظ می شد .
دو سه تا کار به دو سه تا دبیران داده بودم که دستشون درد نکنه انجام داده بودن .
همه ی کارها ردیف و انجام شده بود .
نمرات سر وقت به مسئول مربوطه تحویل شده بود .
کاری رو زمین نمونده بود . غیر از همون دو سه تا که به ناچار فقط خودم باید انجام می دادم .
خلاصه در یک کلام با اینکه مدرسه در این یک هفته سرپرست نداشت اما روال عادی خودش را طی می کرد .
چون می دونم از مدرسه به وبلاگم سر می زنن هر روز ..........
خواستم از همین جا و به قول معروف از همین تریبون از زحمات کلیه کارکنان دبیران خدمتگزار و دانش آموزان خوبم تشکر کنم
و اگه بخوام یکی یکی نام ببرم :
از زحمات خانم متصدی - مربی پرورشی - دبیران دینی و عربی و قرآن - دبیر ادبیاتم - دبیر علوم اجتماعی - دبیر ریاضی - دبیر علوم - دبیر زبان - دبیر هنر - دبیر ورزش - دبیر حرفه و فن - خدمتگزار و دانش آموزان نازنینم تشکر و قدردانی می کنم .
( کاش کسی جا نمونده باشه )
انشالله مرخصی ام که تموم شد و برگشتم مدرسه قسمت ارزشیابی را کامل می کنم . هرچند وظیفه شناسی و زیادتر از وظیفه کار کردن اشخاص با هیچ معیاری نه قابل اندازه گیری است و نه قابل جبران .
اما من هم بر خودم فرض می دانم تا بابت زحماتشان تشکر کنم هر چند خشک و خالی ........
در ضمن
از همینجا دست تک تکشان را می بوسم .![]()
و برایشان آرزوی صحت و سلامتی و همچنین توفیق روز افزون را دارم .
همچنین خداوند بزرگ را به خاطر داشتن چنین همکاران متعهدی شاکرم .![]()
اینم قسمت دوم دوستان مجازی
من دوست دارم دوستان مجازی ام را در چنین حالاتی ببینم :
۱۵ - حمید : صاحب وبلاگ گلبرگ خوانسار . دوست دارم حمید را تو سوپر مارکتش ببینم . البته بدون معرفی خودم . میخوام ازش یه چند تایی شیشه عسل بخرم . آخه می دونم تو مغازه اش بهترین عسل خوانسار را میفروشه . بعدش یه عکس یواشکی از مغازه اش بگیرم و با ایمیل بفرستم براش . اوه اوه از حالا می دونم عصبانی میشه با این کار من .
۱۶ - یک عکس یک نگاه : این دو تا همکار هنرمند خوش ذوق را دوست دارم در حال عکس گرفتن و به روز کردن وبلاگشون ببینم . خب اونها را هم میخوام یواشکی ببینم .
۱۷ - احمد رضا توسلی : صاحب وبلاگ تار و ترمه . این یک احمدرضا توسلیه و من میخوام هر وقت هر جایی دیدمش حتما شناسنامه اش دستش باشه به دو دلیل : اول اینکه ببینم واقعا یک احمدرضا توسیله ( اینو تو معرفی وبلاگش نوشته ) و دوم هم اینکه سنش خیلی برام مسئله شده . آخه حرفهایی که می زنه چیزهایی که می نویسه کارهایی که می کنه به یه هجده ساله نمی خوره !!!
۱۸ - آقای بورقانی : صاحب وبلاگ گل نرگس فدای رنگ و بویت . دوست صمیمی آقای مولوی . اوه اوه فکر کنم ابهت ایشون اینقدر زیاد باشه که من جرات نکنم برم اراک و ایشون ببینم . معاون آموزش و رورش ناحیه ۱ اراک .
۱۹ - آقا حمید: صاحب وبلاگ حیرت . آقا حمید را فکر نکنم ببینم اما دوست دارم توی یه راهپیمایی مثلا راهپیمایی بیست و دوم بهمن ببینم .
۲۰ - خانم فرهمند : صاحب وبلاگ و ناگهان چقدر زود دیر می شود . این معلم موفق بازنشسته که مامان بزرگ مهربونی هم هستن را دوست دارم تو خونمون ببینم . همین جا ازشون دعوت می کنم تا با دختر و نوه و ..... تشریف بیارن اصفهان .
۲۱ - لیلی جون : صاحب وبلاگ معلم . این معلم خستگی ناپذیر را دوست دارم تو مدرسه شون سر کلاس ببینم . می خوام ببینم با شاگرداش چطوری برخورد می کنه . اینجا تو مجازستان که خیلی پر انرژی و خوش اخلاقه .
۲۲ - امین : صاحب وبلاگ مدیریت نوین و حس من و یه وبلاگ گروهی . دوست دارم امین را سرکلاس دانشگاهش ببینم . شخصیتهاش تو وبلاگهای مختلف با هم متفاوته . میخوام ببینم کدومش به دنیای حقیقیش نزدیکتره !!
۲۳ - استاد مصری نژاد : صاحب وبلاگ یاددشتهای یک اصفهانی . وبلاگی که محاله من و همسرم روزی دو سه بار سر نزنیم . ایشون استاد دانشگاه و فعلا در مالزی هستن . جالبه که یکی از آشناهای یه دوست بسیار صمیمی منه و این ارتباط را خود آقای مصری کشف کردن . احتمالا آقای مصری را با خانواده به زودی می بینیم .
۲۴ - جواد شیردل و نیکووووووووو : یک زوج جوان موفق خوشبخت زیبا روی وبلاگ نویس . اولین زن و شوهری هستن که هر دوتایی وبلاگ نویس هستن . ممکنه شما دیده باشین اما من اولین مورده که می بینم . خب من اصلا نمی تونم حدس بزنم که اونها را برا بار اول کجا و در چه حالتی می بینم . اما شدید دوست دارم نیکو را ببینم از بس که این آقا جواد از نیکو جونش تعریف می کنه .
۲۵ - آرمینا جون : صاحب وبلاگ خاطرات یه عروس خانم . آرمینا جون را دوست دارم توی یک مهمونی ببینم با همون لباس حنابندونش . امیدوارم این عروس خوشبخت خوشبخت تر هم بشه انشاالله .
۲۶ - خانم میرصفایی : صاحب وبلاگ کشف نا معلوم . از همکارهای دنیای حقیقی منه . یک هفته ای هست که ندیدمش . دلم براش تنگ شده .
۲۷ - آقای غبیشاوی صاحب وبلاگ باغ ادب : این همکار دانشمند را حتما باید سر کلاس دید . اونم یواشکی . فکر کنم روشهای تدریس نو و جدیدی داشته باشن . براشون آرزوی موفقیت می کنم .
۲۸ - بیکارالسلطنه : صاحب وبلاگ درددلهای بیکار السلطنه . ایشون از کاربرای جدید هستن . قلم بسیار قشنگی دارن . نوشته های قشنگشون را دوست دارم . دلم میخواد ایشون را که به اعلیحضرت معروفن تو کاخ پادشاهیشون ببینم !!
۲۹ - محسن رهیار : صاحب وبلاگ ریاضی . این آقا محسن که از دبیرای فعال و خلاق این مملکت هستن را حتما باید در کلاس درس دید و ازشون کار یاد گرفت . اینو به جد میگم . تا به حال نشده من به وبلاگشون برم و یه چند تا مطلب یاد نگیرم .
۳۰ - آقای سلطانی : صاحب وبلاگ نقش نگار . این هنرمند عزیز کشورمون را دوست دارم در حین خلق یه اثر هنری ببینم . براشون آرزوی موفقیت دارم .
۳۱ - آقای عباسی : صاحب وبلاگ بهشتی به نام اردبیل . از کاربرای جدید من هستن . فکر کنم مجرد باشن انشالله برا عروسیشون ما دوستهای مجازی را هم دعوت می کنن و اونجا با عروس خانم می بینیمشون . بسیار فعال در دنیای مجازی هستن . براشون آرزوی موفقیت دارم .
۳۲ - آرزو : صاحب وبلاگ صید قزل آلا در مدرسه . این آرزو جون جان را دوست دارم با لباس کوهنوردی با اون کاپشن آبیه اش و اون کفشهای گرون قیمتش در حالی که کوله پشتیش هم رو پشتشه ببینم . البته فعلا که سرش تو شرکت حسابی گرم شده و یک روز نه یک روز تو مجازستان می بینیمش . اما امیدوارم به زووووودی ببینمش . دلم براش تنگ شده .
۳۳ - پرهام : صاحب وبلاگ خاطرات تنهایی . پرهام شخصیت جالبی داره . خیلی مهربونه . دانشجوه فکر کنم . خیلی وقته از پرهام خبری نیست . فکر کنم یزدیه درست میگم ؟؟
۳۴ - خانم بهادری : ایشون وبلاگ ندارن . اما دائم تو مجازستان در حال سیر و سلوک و رفت و آمد می باشن . خانم بهادری عزیزم را احتمال خیلی زیاد می بینم . حالا یا تو اراک یا اینجا اصفهان نمی دونم. اما از کسانیه که من دوست دارم ببینمشون و چون ارداه کردم حتما می بینم . یک معلم خندان فعال مهربون و خوش اخلاق . خدا ایشونو برا خانواده دوستاشون و من سالم نگه داره
۳۵ - حسین مرادی : صاحب وبلاک نکته دان . این نکته دان ما که واقعا هم نکته دان هستن و باهوش را دوست دارم با خانمشون مثلا توی یه پارکی خیابونی مطب دکتری -خدای نکرده- ... ببینم .اخه همشهریمه و فکر کنم هم بالاخره می بینمشون . بسیار توانمند و زیرک هستن . هرچند بعضی وقتها یه کم بداخلاقن . براشون آرزوی موفقیت دارم
پی نوشت :
یه کم توجه :
این دو تا پست دوستان مجازی من فقط بهانه ای بود برای معرفی وبلاگ دوستان و نه دیدار حقیقی با آنها . لطفا برداشت سو ننمایید . باتشکر