امشب شبی چٍله اس .
وا چرا تعجب کردین ؟ خب ما اصفانیا به شب یلدا می گوویم شب چله
آ تو این شب چی چی خوش میگذٍرد .....![]()
این جور شبا ما می ریم خونه بُزُرگترا
آ اونجا دُور هم جم می شیم
حالا البٍته پیش خودمون بومونٍد ما امشب هیچ کوجا نرفتیم آ موندیم تو خونه آ با الهام خانمی مون ریاضی کار کردیم
آخه فردا آره هم فردا صب اوٍلی وخ امتحانی ریاضی دارٍد .
تو شبای چله هر کی تازه عروس داشته باشٍد براش شب چله ی می بٍرَن :
میوه . آجیل . سبزه . طلا . لباس . گل . شیرینی
آ چه رسمی یام تازگی یا مُد شدس :
می رن می دن به این گل فروشیا تا خونچه شب چله شونا براشون دوروس کونن آ چه هزینای هنگفتی یام می دن
همین یه فامیلا ما دادٍس برا شب چله ی خونچه شا به یکی تا تزیین کوند : نٍزیکی دیویس هزارتومن اٍزٍش اٍسٍدٍس !!!!!
خواب حالا دیگه فٍک کونم بَسٍتون باشٍد حَیفس یه وخ یا مَ لهجه را خٍرابش می کونم آ یا شوما اٍز لهجه ما زٍده می شین
آ یا وَم شوما چیزی نیم فَمین
می گما حالا جونی من اٍگه نَفَمی دین بوگووینااااا
واااااای خَسٍه شدم چٍقَده سَختٍس با لهجه نوشتن

پی نوشت :
نام علی رود های لال را به آواز در می آورد.
با نام علی توفانی در پیراهن کعبه می وزد.
خورشیدی در کوچه های مکه قدم می زند.
دریاها تشنه وضوی مردی می شوند که آینه در مویرگهایش می وزد.
وخاک تا پیشانی مردی بالا می آید که عشق و شمشیر ضمیمه ی نام وی اند.
حالا جنگلها تا خورشید می دوند.
حالا، تمام لب ها از علی آغاز می شوند......
شب یلدا با حافظ : لوگوش اون پایینه . حتما شرکت کنین تو این طرح . طرح قشنگ و روح نوازیه
تا حالا دیده بودین یه مرد حسود باشه ؟؟؟؟؟
اما من امروز دیدم وای با چشمام هم دیدم ![]()

http://aftabnews.ir/images/docs/000082/n00082388-r-b-002.jpg
http://aftabnews.ir/images/docs/000082/n00082388-r-b-005.jpg
http://aftabnews.ir/images/docs/000082/n00082388-r-b-006.jpg
شاد و هیجانی
می خواهم مثل دوران کودکی ام زندگی کنم
آن روزها که نمی دانستم زیستن چیست
زندگی کدام است
آن روزها که دنیایم همان کلبه کوچک نقاشی ام بود
همان که یک چراغ زرد پرنور روشنی همیشگی اش بود
و پرده های در و پنجره اش کنار رفته بود همیشه
دیوارهایش رنگی اما نا مرئی بود و داخل خانه را می شد دید
کاش کلبه ام را می دیدید که در میان دشت پر از گل و درخت بنا می کردم و در کنار رودخانه ای با یک پل

کاش کودک بودم تا تنها دغدغه ام چوب شکسته ی شکلات قندی ام بود
و دلخوشی ام شنا کردن در جوی آب کنار منزل
کاش کودک بودم تا بدون ترس شبها چندین ساعت در تاریکی پشت بام دراز می کشیدم و با ستاره ها خلوت می کردم
کاش کودک بودم زمین می خوردم گریه می کردم می خندیدم و فراموشم می شد اشک ها
کاش کودک بودم تا صدای قهقهه مستانه ام پر می کرد فضا را
و التماس می کردم به مادرم تا بگذارد باز هم بازی کنم و نخوابم
کاش کودک بودم و زیر نیکمت پنهانی از معلم کلاس اولم پفک می خوردم و او مرا دعوا می کرد
کاش کاش
کاش
کاش کودک بودم تا رنگ مرگ را نمی دانستم رنگ گناه را نمی فهمیدم و بوی نفاق را تشخیص نمی دادم
کاش کودک بودم تا مرگ احمق تر از آن باشد که در بازی گرگم به هوا دنبالم کند
و غم دیوانه تر از آن که خودش را به من بچسباند
اما
اما دیگر هیچ وقت نخواهم دید دوران کودکی ام را
اکنون بین من و کودکی ام فرسنگ ها راه فاصله است
هیچ نقطه اتصال یا برگشتی نیست
و من حسرت روزهایی را می خورم که عصرهایش دلتنگ نمی شدم
دلم برای خیلی چیزها تنگ شده
خیلی چیزها
حتی برای خودم
*** گاهی دلم برای خودم تنگ می شود ............. ***
پی نوشت :
خنده رو
باشید تا بار غمی را از دوش دیگران بردارید.
* امام علی(ع) *

پی نوشت :

پی نوشت :

خب خیلی خوبه دیگه راحت و زود می رسیم مدرسه
حالا در مورد هزینه اش البته هیچ بحثی نداریم
.
و اما طرح نوی من :
امروز هم به لطف سرویس جانمان ساعت هفت و سی و پنج دقیقه رسیدیم مدرسه
خب تا صبحگاه وقت بود و تعداد کمی از دانش آموزا اومده بودن مدرسه
چادر و کیفم را گذاشتم رو میز و دویدم
رفتم تو کوچه مدرسه البته برا سرکشی به این طرف و اون طرف
بعد یه دفعه بچه ها را که دیدم دارن یکی یکی می یان یادم رفت برا سرکشی اطراف مدرسه اومدم
وایسادم تو کوچه و بدون استثنا با لبخند به همشون سلام کردم .
بعضا دست دادم و حالشون را پرسیدم
خیلی هاشون تا منو می دیدن می ترسیدن اما نزدیکتر که می اومدن با چهره خندان من روبه رو می شدن و سلام و احوالپرسی ..........
اون وقت غنچه خنده رو لبهاشون شکوفا می شد ![]()
همه با خنده و شاد
می رفتن داخل مدرسه
طرح نو و جالبی بود
تو احوالپرسی ها خیلی چیزها دیده می شد
چهره های خواب آلوده .... چهره ها شاد .. صورتهای مضطرب به خاطر امتحانات ....یکی که نگران سرما خوردن من بود.. یه دانش آموز که از یه سگ ترسیده بود .... یکی که با باباش اومده بود ... .. یکی که سردش بود ... یکی که دفعه اولش بود دیر می اومد یکی که با چند تا دبستانی گرم گرفته بود و ................
و خیلی چیزهای دیگه
سر صبحگاه براشون گفتم که من اومدم دم در مدرسه چون منتظرتون بودم چون چشم به راهتون بودم و از این به بعد هر وقت زود اومدم میام پیشوازتون
که حسابی خوششون شد و دست زدن
خب ناگفته نماند که این طرح مزایای دیگری
هم دارد که از ذکر آن در این مقوله خودداری می نماییم .![]()
![]()
پی نوشت :