تبليغاتX
دلنوشته های یک خانم معلم

باز آمد بوی ماه مدرسه

بوی شادی های راه مدرسه

بوی ماه مهر ماه مهربان

بوی خورشید پگاه مدرسه

از میان کوچه های خستگی

می گریزم در پناه مدرسه

باز می بینم ز شوق بچه ها

خنده های قاه قاه مدرسه

باز هم بوی باغ را خواهم شنید

از سرود صبحگاه مدرسه

روز اول لاله ای خواهم کشید

سرخ بر تخته سیاه مدرسه

 

پی نوشت :

  1. سلام
  2. وای من دیگه طاقت ندارما چند روز دیگه مونده ؟.................
  3. آهای ..... خانم که هی پیامک می دی دوباره اعتبارت تموم میشه ها !!!!!!!!
  4. الهام مشکلش را حل کرد ساعت ۱۲ افطار می کنه  اونم هفته ای دو سه بار که روزه می گیره
  5. دیروز روز شکوفه ها بود ...... اگه می دیدین قیافه های این دبستانی های تازه راهنمایی اومده را و حرکاتشون را .... نمی دونم مثل من کیف می کردین ؟؟ می خندیدین ؟ یا ؟؟؟؟ .... آخه نیست هیچ کاری بلد نیستن خیلی بامزه ان
  6. دیروز برا من روز خوبی بود هم عید بود هم روز شکوفه ها که برام جالب بود هم با یه عزیزی که یه کم کدورت داشتیم آشتی کردیم .
  7. آهای ...... خانوم یعنی چی که تو هی زود رنجی و هی قهر میکنی ؟؟؟ هان ؟؟؟ و منم هی باید ناز تو را بکشم ؟؟؟  حالا بالاخره قهر میکنی یا گهر ؟؟؟؟

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387 توسط ملک محمد |

  • وقتی من کاری را دیر تمام می کنم به من می گوید تو کند هستی
  • ولی وقتی مدیرمان کار را طول می دهد به او می گویند دقیق و کامل است .
  • وقتی من کاری را انجام ندهم به من می گویند تو تنبل هستی .
  • ولی وقتی مدیرمان کاری را انجام ندهد همه می گویند او مشغول است .
  • وقتی کاری را بدون اینکه از من خواسته شود انجام دهم به من می گویند چرا سعی می کنی خودت را زرنگ نشان دهی ؟
  • ولی وقتی مدیرمان این کار را می کند آن را به حساب ابتکار عمل او می گذارند .
  • وقتی من سعی می کنم رضایت مدیرم را جلب کنم بعضی ها می گویند این همه چاپلوسی نکن.
  • ولی وقتی مدیرم سعی می کند مدیر منطقه را راضی نگه دارد این کار او همکاری تلقی می شود!
  • وقتی من اشتباهی می کنم به پای نادانی و ناوارد بودن من گذاشته می شود !
  • ولی وقتی مدیرم اشتباه می کندمی گویند انسان جایزاخطاست . او هم مثل دیگران یک انسان است پس طبیعی است بعضی وقتها اشتباه کند .
  • وقتی من سر کلاسم نباشم حتما جایی خارج از کلاس در حال وقت گذرانی ام.
  • ولی وقتی مدیرم در دفترش نباشد حتما مشغول انجام امور مدرسه است .
  • وقتی من در طی سال و به خاطر مریضی تنها یک روز درخواست مرخصی استعلاجی می کنم به من گفته می شود تو چقدر مریض می شوی ...
  • ولی وقتی مدیرم مرخصی استعلاجی می گیرد می گویند او حتما خیلی بیمار بوده که مرخصی رفته است .
  • وقتی من کار خوبی انجام می دهم مدیرم هرگز به خاطر نمی آورد.
  • ولی وقتی کار اشتباهی انجام می دهم مدیرم هرگز فراموش نمی کند .
  • وقتی در طول سال تحصیلی به هر دلیل ممکن (عروسی یا فوت بستگان حج رفتن فامیل و ...) درخواست یک روز مرخصی بکنم باید به اندازه همان روز دلیل و توجیه بیاورم .
  • اما وقتی مدیرم به مرخصی می رود می گویند حتما باید می رفت چون خیلی کار کرده بود ...

 

پی نوشت ها :

  1. نوشته ای که خواندید درد دلهای یک معلم بود ...... روی برگه ای نوشته شده بود تایپ شده و من از روی میز مسئول آموزش راهنمایی اداره مان کش رفتم .خب نمی دانم البته خودش از کجا آورده بود .....
  2. آیا فکر می کنید رابطه همه مدیران و معلمان اینگونه است ؟؟؟
  3. فکر کنیم : توسعه روابط انسانی در آموزشگاه
  4. الهام من میگه چرا اذان ظهر را اینقدر دیر میگن ؟ منم بهش گفتم تو وبلاگم مطرحش می کنم شاید یه مسئول دید و یک ساعت اذان ظهر را کشیدنش جلو و تو تونستی زودتر افطار کنی عزیزم!!!!
  5. چند روز دیگه مونده تا بازگشایی مدارس ؟؟؟
  6. آمادگی دارین برا رفتن به مدرسه ؟؟کیف و کفش خریدین ؟؟ کتاباتونو جلد کردین ؟؟یه نگاهی به درسهای سال جدید کردیدن؟؟؟؟
  7. همچنان گاهی دلم برای خودم تنگ می شود و الان دیگه داره بدجور تنگ میشه ....
  8. دعا کنید از راه غیب هم که شده یه کمکی برا من بیاد خیلی دست تنهام
  9. این خبر را بخونید جالبه : http://yazdkhabar87.blogfa.com/post-115.aspx
  10. دیروز جلسه مدیران بود و مدیر جدید آموزش و پرورش زرین شهر برا اولین بار برامون صحبت کرد.حرفهای خیلی خوب و علمی زد .همه سراپا گوش بودن . بعد از چندین سال اولین باره که آموزش و پرورش زرین شهر یه مدیر جوون و پر انرژی به خودش می بینه
  11. همین و دیگر هیچ
  12. التماس دعا
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387 توسط ملک محمد |

درمجالی که برایم باقی است
باز همراه شما مدرسه ای می سازیم
که در آن همواره اول صبح
به زبانی ساده
مهر تدریس کنند
وبگویند خدا
خالق زیبایی وسراینده عشق
آفریننده ماست
مهربانیست که ما را به نکویی
        دانایی
             زیبایی
               وبه خرد می خواند
جنتی دارد نزدیک،زیبا وبزرگ
دوزخی دارد به گمانم
                        کوچک وبعید
در پی سودا نیست
که ببخشد مارا
وبفهماندمان ،
ترس ما بیرون از دایره رحمت اوست                     
در مجالی که برایم باقیست
 باز همراه شما مدرسه ای می سازیم
که خرد را  با عشق
علم را با احساس
وریاضی را با شعر
ودین را با عرفان
همه را با تشویق تدریس کنند            
لای انگشت کسی
  قلمی نگذارند
ونخوانند کسی را حیوان
ونگویند کسی را کودن
ومعلم هر روز
روح را حاضر وغایب بکند
وبجز ایمانش
هیچکس چیزی را حفظ نباید بکند
مغزها پر نشودچون انبار 
قلب خالی نشود از احساس
درسها یی بدهند
که بجای مغز دلها تسخیر کند
از کتاب تاریخ
جنگ را بردارند
در کلاس انشا
هر کسی حرف دلش را بزند
و غیر ممکن را از خاطره ها محو کنند
تا کسی بعد از این
بازهمواره نگوید:«هرگز»
وبه آسانی همرنگ جماعت نشود
زنگ نقاشی تکرار شود
رنگ را در پاییز تعلیم دهند
قطره را در باران
موج را در ساحل
زندگی را در رفتن وبرگشتن
                               از قله کوه                       
وعبادت را در خدمت خلق
کار را در ، کندو
وطبیعت را در جنگل ودشت
مشق شب این باشد
که شبی چندین بار
همه تکرار کنیم :
 عدل
      آزادی
            قانون
               شادی . .
امتحانی بشود
که بسنجد ما را
تا بفهمند چقدر
عاشق و آگه وآدم شده ایم
در مجالی که برایم باقیست
باز همراه شما مدرسه ای می سازیم
که در آن آخر وقت
 به زبانی ساده             
شعر تدریس کنند
وبگویند که تا فردا صبح
خالق عشق نگهدار شما

پی نوشت ها :

  1. نمی دونم این شعر مال کیه .
  2. از این شعر خیلی خوشم میاد ... تو شهریور همه اش ورد زبونمه .
  3. سایت پرشین وبلاگ اقدام به برگزاری مسابقه انتخاب یکصد وبلاگ نویس خانم را کرده . اگه دوست دارید یه سری به سایت پرشین وبلاگ بزنید و پنج تا خانم وبلاگ نویس را معرفی کنید .
  4. گاهی دلم برای خودم تنگ می شود .
  5. التماس دعا


به علت  اعتراضات زیاد کاربران عزیزم ( به صورت خصوصی و عمومی)  مبنی بر اینکه قالب وبلاگ دارای اشکال می باشد ................قالب محبوبم را عوض کردم تا اطلاع ثانوی

اگر قالب خوبی که شبیه قالب قیلی من می باشد سراغ دارید معرفی نمایید لطفا

+ نوشته شده در شنبه شانزدهم شهریور 1387 توسط ملک محمد |

چند روز پیش جاتون خالی رفته بودم جمکران

تو مسجد نشسته بودم و بعد از نماز تنهایی داشتم به خودم و زندگیم و کارام فکر می کردم

یه خواهش داشتم .................. شاید یه خواهش بزرگ

فقط از دلم گذروندم در حد یه جمله مثلا یه جمله خبری

نه که چیزی بخوام یا به صورت خواهش بیانش کنم ............ فقط از دلم گذروندمش

خیلی وقت بود که به اون نیاز داشتم

خیلی وقت بود که آرامشم گرفته شده بود

پیش خودم گفتم نه من لیاقتش را دارم و نه این خواهشه ممکنه با این شرایطی که من برا خودم از گناه درست کردم .............

خیلی ناراحت بودم

دوباره تو حیاط که برمی گشتیم بریم سوار ماشین بشیم یه نگاه کردم به مسجد و دوباره یاد اون خواهشه افتادم ................ اما بازم چیزی نگفتم

حالا دقیقا بعد از گذشت سه شبانه روز خدا به واسطه امام زمانش بهم جواب داد

دیشب وقتی دیدم خدا چقدر منو دوست داره و همینطور امام زمان فقط گریه می کردم

من حتی تو دلم هم به صورت یه دعا یه خواهش و یا یه نیاز اونو نگفته بودم اما واقعا بهش نیاز داشتم

و بدون اینکه بفهمم چطوری و باچه شرایطی همینطوری خودش برام جور شد

من فکر می کردم لیاقت ندارم

اما خدا به من گفت با اینکه تو خیلی گناه کردی اما من بازم به تو بنده ام یه فرصت دیگه می دم

تو لیاقت اینو داری که بهت فرصت داده بشه ازش استفاده کن

یاد یکی از آیات قران افتادم نمی دونم کدوم آیه یا سوره است یادم نیست (((به تو مهلت دادم در حالی که می توانستم ندهم)))

خدا به من یه فرصت دیگه داده

برام دعا کنید

نه که فکر کنید خواهشم مادی بوده و یا حالا مگه چه گناهی کردم

نه ...... نه ..... نه

اما یه جورایی خیلی برام مهم بود و دست نیافتنی

خوشحالم که در اولین شب ماه مبارک رمضان هدیه ام را گرفتم برام دعا کنید

 خدایا شکرت

********************************************************

پی نوشت ها :

  1. حلول ماه مبارک رمضان بر شما مبارک باد .
  2. خدایا روزه مرا در این روز مانند روزه داران حقیقی که مقبول توست قرار ده
  3. از امروز شروع کردیم به رنگ آمیزی مدرسه
  4. خداوند هیچ کسی را به مرض تکراری شدن دچار نکند !!!!! من همچنان برای ششمین سال متوالی مدیر مدرسه ام البنین می باشم..........
  5. وااااااااااااااااااای
  6. حالا من مدیر موندم بابا شما دبیرا چرا نمی رید ؟؟؟؟؟ بیچاره دانش آموزا چقدر باید قیافه تکراری منو  شماها را ببینن ؟؟؟؟
  7. برنامه کلاسی آماده است ایمیل هاتون را چک کنید ....شما ها نه !!!!!!!!!! دبیرامو گفتم .......... ای بابا
  8. شمارش معکوس کنید هجده روز مانده تا بازگشایی مدارس
  9. مدرسه ها که تعطیله یه جورایی زندگیم نظم نداره خوشحالم که داره اول مهر میشه و دوباره زندگی مون نظم پیدا می کنه
  10. خنك آن قماربازي كه بباخت آنچه بودش/// بنماند هيچش الا هوس قمار ديگر ///  این پی نوشت از احمدرضا دزدیده شده است .

        و

در این ماه عزیز التماس دعا خواهشا

 

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387 توسط ملک محمد |

  • ارائه کار با کیفیت بزرگترین عامل انگیزش است .
  • کار به خودی خود می توناند یک عامل انگیزشی قدرتمند باشد .
  • کار می تواند چنان احساسی از شادی و خشنودی به انسان بدهد که حتی استراحت و فراغت هم قادر به آن نیستند .
  • مشاغل را به گونه ای طراحی کنید که چالش برانگیز خلاق مجذوب کننده و وقت گیر باشند تا امکان بهره برداری از مهارتهای کارکنان را به آنها بدهند . همچنین اطمینان حاصل کنید که این وظایف دارای اهداف مشخص هستند و بازخورد مناسب را به کارکنان می دهند .
  • مدیران معمولا به رفتارهایی که خواهان از بین بردن آنها هستند جایزه می دهند و در تشویق و پاداش دهی به رفتارهای مطلوبی که واقعا مورد علاقه شان است نکام می مانند .
  • قدرتمند ترین عامل انگیزشی در محیط کار قدرشناسی قدرشناسی و باز هم قدر شناسی است .
  • در بیشتر مواقع ۲۰ سال تجربه چیزی بیش از ۲۰ بار تکرار یک سال تجربه نیست .
  • رهبری کسانی که به شما اعتماد ندارند غیر ممکن است .
  • پیروان بزرگ سازنده رهبران بزرگ هستند .
  • مقاومت در بربر تغییر مانع سازگاری و تطابق است .
  • تاثیر گذاری اولیه بسیار بسیار مهم است .مواظبش باشید .
  • انسانها صد در صد منطقی نیستند . احساسات و عواطف را نادیده نگیرید .
  • اعمال شما با صدایی بلندتر از گفتارتان سخن می گویند.

******************************************************************

جملات بالا را از کتاب کلیدهای طلایی مدیریت منابع انسانی نوشته استیفن رابینز و ترجمه غلامحسین خانقانی برایتان انتخاب کردم.

این کتاب بیشتر بر مدیریت بر شرکتها و کارخانه ها نظر دارد . اما برای مدیریت مدارس هم مطالب بسیار مفید و متنوع و جامعی دارد . شما را به خواندن این کتاب دعوت می کنم .

من هم چند روزی است که در حال مطالعه این کتابم .

به این لینک  هم مراجعه کنید بی ربط نیست .

 

+ نوشته شده در یکشنبه دهم شهریور 1387 توسط ملک محمد |

منزل ما توی یکی از محله های قدیمی و سنتی اصفهانه . 

منظورم از سنتی اینه که توی یه محله فامیلها کنار هم زندگی می کنن . همسایه ها با هم بسیار رفت و آمد زیاد دارن و .......

البته من هم مستثنی نیستم منم با خانواده همسرم همسایه هستیم و با پدر شوهر و برادر شوهرهام همه توی یک محله زندگی می کنیم .

اما چیزی که هست اینه که من اصلا با همسایه ها رفت و آمد ندارم . خیلی هاشون منو ندیدن تاحالا بعد از حدود ده سال که از ازدواجمون میگذره و خیلی هاشون هم که دیدن نمی دونن من شاغلم و یا مثلا مدیر مدرسه ام ... اما خوب چند تاشون می دونن.

اون روزی که بلاگفا مشکل پیدا کرده بود قبل از نیمه شعبان که یادتونه ؟؟ فکر کنم چهارشنبه بود. اون روز من تو خونه تنها بودم سر وبلاگهام نمی تونستم برم همسر مهربان هم اضافه کار بود و دختر عزیزتر ازجان هم کلاس و من شدیدا در حال دیوانه شدن بودم از تنهایی

که

مادرشوهر عزیز مثل یک فرشته نجات آمد و من را به سبزی پاک کردن (!!!!!!!!!!!!) آنهم در کوچه برای آش نذری نیمه شعبان دعوت کرد !!!!!!!!!!!!!!!!!!!

وای هی میخواستم بگم کار دارم دیدم ندارم هی میخواستم بگم دوست ندارم بیام تو کوچه دیدم نذر نیمه شعبانه هی میخواستم بگم نه که دیدم تنهایم و.............

خلاصه دلم را زدم به دریا و برای اولین بار رفتم در جمع خانمهای خانه دار کوچه مان !!!!!!

و برای این که کم نیارم جلوی آنها شبیه شان شدم و با لباس خونه و چادر رنگی !!!!! رفتم تو کوچه

بماند که بعد چقدر همسر مهربان به ما خندید و ما را مسخره کرد .....

اما

من یه چیزی یاد گرفتم :

این خانم های خانه دار توی بحث هاشون که البته کم هم نبود و مدام حرف می زدن

 از مدرسه بچه هاشون هم می گفتن که مهمترین نکات اینها بودن

مدرسه خوب از نظر اونها مدرسه ای است که :

جایزه خیلی بده

اردو خیلی ببره

معلمها باید بچه ها را تربیت کنن و صبور هم باشن

مدرسه باید شیک باشه نو و رنگ شده و تمیز

نباید پول زیاد بگیرن اما کم اشکال نداره

کلاس اضافی مفتی!!! هم خیلی باید داشته باشه

نباید دانش آموزان زود بیان خونه تو دست و پای مامان ها

کار گروهی به بچه ها ندن که مدام برن خونه همدیگه

مدیرش باید بداخلاق باشه حتما

و...............

و من تو این فکر بودم که

مدرسه خوب باید درصد قبولی بالایی داشته باشه

دانش آموزاش باید تو مسابقات فرهنگی هنری و ورزشی رتبه بیارن

باید معلمهاش باسواد باشن و تو مسابقات علمی و تدریس رتبه بیارن

باید امکانات آموزشی و کمک آموزشی و ورزشی و ..... در حد مطلوبی باشه

مدیر و معاون با بچه ها دوست باشن

و ...............

 

خوشحال میشم نظرتون را در مورد یه مدرسه خوب بدونم

مدرسه خوب باید چطوری باشه

از نظراتتون برا سال تحصلی جدید حتما استفاده می کنم

ممنون میشم مثل همیشه منو با نظرات ارزشمندتون راهنمایی کنین

*****************************************************************

پی نوشت در صبح روز چهار شنبه ششم شهریور :

دوستان گلی که گله دارن من نمی یام تو وبلاگهاشون نظر بدم

به خدا به همه سر زدم برا بعضی ها نظر نوشتم اما برا بعضی ها میگه امکان درج نظر جدید وجود ندارد

حالا یا اشکال از سیستم منه

یا اشکال از بلاگفاست

اما دوباره حتما برا نوشتن نظر برمی گردم 

یا حق 

+ نوشته شده در دوشنبه چهارم شهریور 1387 توسط ملک محمد |