تبليغاتX
دل نوشته های یک خانم مدیر
فقط با ده درصد صرفه جویی در مصرف آب بحران کم آبی امسال را پشت سر بگذاریم .


دل نوشته های یک خانم مدیر








سلام

حالا که دارم از بالا و از آخرین روز سال به سال ۸۶ نگاه می کنم می بینم که نه یه چیزهایی دارم برا گفتن ........ یه چیزهایی هست که شاید بشه بهشون افتخار کرد :

شاید مهمترین وقایع سال هشتاد و شش برا من این چیزها باشه :

۱ - افتتاح وبلاگ مدرسه ام در ششم خرداد

۲ - آموزش کامپیوتر به دانش آموزام و علاقمند کردن دبیرانم به رایانه و اینترنت

۳ - کسب صد در صد قبولی دانش آموزانم در سال تحصیلی ۸۶-۸۵

۴ - آشنایی با دوستان خوبی تو دنیای مجازی

۵ - شرکت در کلاس تولید سی دی های آموزشی و ارائه یک پروژه

۶ - مطرح شدن مدرسه ام در طرحهای مدرسه پیشرو و مدرسه موفق

۷ - جو خوب و همکاری صمیمانه دبیران و دانش آموزام در کلیه امور مدرسه

۸ - خرید چهار دستگاه کامپیوتر برای مدرسه ام

۹ - استفاده دانش آموزان از کامپیوترها درساعات استراحت و هر ساعاتی که خواستند آزادانه بدون هیچ محدودیتی و آموزش دادن به همدیگر

۱۰ - و رفتن به چند تا مسافرت خانوادگی  و اردو دانش آموزی

۱۱ - کسب رتبه های ممتاز در بسیاری از مسابقات علمی و فرهنگی توسط دانش آموزان و دبیران گلم

 ۱۲ - رفتن به منزل نو

۱۳ - فعلا یادم نیست ..............

بعدا اگه یادم اومد می نویسم

از همسر مهربونم - دخترم -  همکارهام - دانش آموزام - دوستان گلم در دنیای مجازی و حقیقی و همه عزیزانی که در سال گذشته همراه من بودند تشکر می کنم .

به امید موفقیت

 

+ نگاشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386 ساعت   توسط ملک محمد  | 


 تقدیم به شما خوبان :

نرم نرمک می رسد اینک بهار

بوی باران ، بوی سبزه ، بوی خاک
شاخه های شسته ، باران خورده پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگهای سبز بید
عطر نرگس ، رقص باد
نغمه شوق پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست

نرم نرمک میرسد اینک بهار
خوش به حال روزگار ...

خوش به حال چشمه ها و دشتها
خوش به حال دانه ها و سبزه ها
خوش به حال غنچه های نیمه باز
خوش به حال دختر میخک که میخندد به ناز
خوش به حال جام لبریز ازشراب
خوش به حال آفتاب ؛

ای دل من، گرچه در این روزگار
جامه رنگین نمیپوشی به کام
باده رنگین نمیبینی به جام
نقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت از آن می که میباید تهی است

ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
گر نکوبی شیشه غم را به سنگ
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ 
                              

 "فریدون مشیری"

سال نو بر شما دوستان گلم مبارک باد

 

+ نگاشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386 ساعت   توسط ملک محمد  | 


 

آسمان ابری است

و تماشای تو بر من سخت است

ماه من

تا کی در پشت چنین ابری تنگ

به تماشای دلم بنشستی

ماه من

دیدن تو برایم سخت است

کاش ابرها

آب شوند و نابود

گریه ی ابر چه لذت بخش است

من تو را می خواهم

من تو را می خواهم

ماه من

در شب سرد دلم

تو طلوع من باش

و بهانه

برای نفس آخر من

ماه من

من تو را می خواهم

 

 

+ نگاشته شده در  شنبه بیست و پنجم اسفند 1386 ساعت   توسط ملک محمد  | 


سلام

چند ماه پیش تو وبلاگ  حسام سرا   با یک خانم مدیر شمالی که اتفاقا ایشون هم مدیر یک مدرسه راهنمایی بودند آشنا شدم .

اول فقط نظراتش رو تو وبلاگ   حسام سرا  می خوندم .

بعد رفتم وبلاگش سر زدم ............... اما هنوز خودی نشون ندادم ..........

تا اینکه   فارا  برا اولین بار قدم جلو گذاشت و تو   وبلاگ من  نظر داد

و دوستی مون شروع شد  ....

هر روز به وبلاگهای همدیگه سر می زدیم وبه قول  دوست جدیدم  کامنت بازی می کردیم

و یک روز هم تصمیم گرفتیم همدیگه رو ملاقات کنیم

کجا ؟؟؟؟؟؟؟          مسجد مقدس جمکران

ادامه ماجرا رو   اینجا   بخونید .

این دوستی خیلی برا هر دو تایی مون مفید بود آخه با همدیگه تبادل تجربه می کردیم .

حالا بعد از چند ماه قراره دوباره  دوم فروردین همدیگه رو ببینیم

اما این دفعه تو اصفهان و منزل ما

بعدا بازم براتون از ملاقات دوباره مون می نویسم

 

+ نگاشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386 ساعت   توسط ملک محمد  | 


بهار می آید .......... بهار در راه است

بهار می آید ساده زیبا صمیمی بخشنده

بهار ساده است بی هیچ غل و غشی و ساده تر از آن که تصورش کنی

بهار زیباست زیبا تر از بهارندیدم

بهار صمیمی است ........ با همه صمیمی است .

بهار با هیچ کس قهر نیست از هیچ کس کینه به دل ندارد

بهار بخشنده است مثل خدای بهار

بهار با تو ......... با من ........ با او .......

با همه یک جور است

بیا مثل بهار باشیم ....

پی نوشت :

آره همه چیز بهار قشنگه ....... همه چیزش

خونه تکونیش  خستگی هاش  خریدش  متر کردن بازارها و چیز ی نخریدن

سبزه سبز کردن ......... سفره هفت سینش

غر زدن بچه ها که خانوم کی تعطیل می کنین ؟

وای همه اش قشنگه

اما از یه چیز بهار خیلی بدم میاد اصلا متنفرم

اونم تقسیم کردن کمکهای خیرین بین دانش آموزان بی بضاعت و یا اولیاشونه

باور کنید چیزی بدتر و سخت تر از اون لحظه نیست ..............

باور کنید

باور کنید

توصیفش برام خیلی سخته 

خیلی

+ نگاشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386 ساعت   توسط ملک محمد  | 


در ادامه مطلب قسمتی از دلنوشته های وبلاگ قبلی ام را درج کرده ام
ادامه مطلب...
+ نگاشته شده در  شنبه هجدهم اسفند 1386 ساعت   توسط ملک محمد  | 


خیلی ها در این مدت دوریم از نوشته هایم مرا دل گرم نظرات گرم خویش در هر دو وبلاگم ساختند. خیلی ها هم تلفنی یا حضوری این کار را کردند .

جمعی دل نوشته هایم را با خواسته های خود اشتباه گرفتند و جمعی هم در این دنیای پرهیاهوی مجازی اصلا خانه را اشتباه آمده بودند.بعضی ها هم خودشان را گناهکار می دانستند و در صدد بودند برای اثبات بی گناهی شان ادله بیاورند....... عده ای اصلا نیامدند سر بزنن . خیلی ها هم که تا حالا نظر نداده بودن آمدند در میدان......

اما مهم  این است که من

دیگر کم می نویسم اما می نویسم

منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن

منم که دیده نیالوده ام به بد دیدن

از همه ممنونم . خیلی  ها  چشمان مرا در این تاریک دنیا روشن ساختند.

 از همه ممنونم...........

 

+ نگاشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386 ساعت   توسط ملک محمد  | 


حتی

بعد از رفتن می توان بازگشت

بر گشتم تا ثابت کنم نخواهم گذاشت  حریم تو به دست نامحرمان بیافتد

ای خسته از تکلم نامحرمان عشق

من قصری از سکوت برایت اجاره می کنم

 

آمدم

آرام و بی صدا اما با چشمانی بازتر ار قبل

 

+ نگاشته شده در  یکشنبه دوازدهم اسفند 1386 ساعت   توسط ملک محمد  |